غـــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــده

اتــــاقی بــــرای قلبـــــهای شـــــکســـــته

دیگه روز و شب برام فرقی نداره

دیگه روز و شبام شده غمکده

انگار دلم باید واسه همیشه با خوشی خداحافظی کنه

انگار همه زمین و زمان دست به دست هم دادن که خندرو از روی لبام ببرن

انگار ....... تا کی انگار؟؟؟

دیگه انگار نیست دیگه شده حتما دیگه بهم ثابت شده

نمیدونم چی دارم میگم چی مینویسم

اصلا دلم به چی خوشه؟؟؟

فقط دارم واسه خودم میچرخم که شاید فکرم مشغول چیز دیگه ای بشه

ولی نمیشه  ولی نمیشه

خدا جون من چی کرده بودم؟؟؟ که اینجوری کردی باهام؟؟؟؟

دیگه نمیدونم باید دلم خوش باشه یا نه

به خدا دیگه شب و روزم باهم قاطی شده

چرا تموم نمیشه این همه غم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

چقدر عمرمون زود میگذره

پارسال این موقع ها بود که غرق در خوشی بودم

فکر میکردم که دیگه روزای غم و غصه تموم شده

دیگه دارم به آرزوهام میرسم

ولی با یه چشم بهم زدن همه اون رویاهام آرزوهام بر باد رفت

همشون نقش بر آب شد و از بین رفت

خیلی روزای سختی داشتم

خیلی با خودم فکر کردم که چرا اینجوری شد

ولی فقط خودمو عذاب دادم و یک سال از زندگیمو حروم کردم

دیگه میخوام خودم باشم

میخوام تلاش کنم که بازم همون آدم شاد همیشگی باشم

چرا اینقدر اینجا از غم بنویسم؟؟؟؟

چرا همیشه باید بیام دردامو اینجا بنویسم؟

امسالم مثل برق و باد میگذره و اگه خودم نخوام بازم همین میشه حال و روزم

کم کم داره نیمه اول عمرم تموم میشه

نمیخوام بعدا که به گذشتم نگاه میکنم افسوس بخورم

که چرا از لحظات جوونیم که دیگه تکرار نمیشن استفاده نکردم

پس میخوام دیگه عوض بشم فقط امیدوارم بتونم بازم خودمو پیدا کنم

به امید خدا   بدروود

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۱ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

چرا هنوز رفتنتو باور نکردم؟؟؟؟ چرا؟؟؟

چرا هنوزم فکر میکنم میای؟؟؟؟

چرا هنوزم نتونستم بشم اون آدم قبلی؟؟؟

تاکی باید این روزارو تحمل کنم؟؟؟

تا کی باید به این فکر کنم که الان با کیه؟؟؟کجاست؟؟؟چی میکنه؟؟؟

تا کی همه آدمای تویه کوچه و خیابونو باید شکل تو ببینم؟؟؟

چرا این همه دارم عذاب میکشم؟؟؟

دارم کارای خودمو انجام میدم ولی بازم تویه لابلای کارام یادت میفتم

هنوزم هر روز یادتم

هنوزم دلم میخواد تویه خیابون دانشگاه یا هرجای دیگه ببینمت

خداجونم تا کی؟؟؟؟  میدونم نمیاد میدونم رفته که دیگه نیاد

ولی تا کی باید این حال و روزم باشه؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۸ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

دلم خیلی گرفته

دلم به اندازه دنیا گرفته

انگار آسمون دلم مثل آسمون شهرمون ابریه و میخواد بباره

ولی نمیدونه کی و کجا بباره

دلم خسته شده ازین زندگیه بی معنی

ازین هیاهویه پوچ


دیشب بازم خوابشو دیدم و پریشونم کرد

به هر کس نگاه میکنم چه تویه خیابون چه تویه تلویزیون فکر میکن اونه

همه شبیه اون شدن برام

دیگه اینو فهمیدم که هیچ وقت  هیچ وقت از ذهنم بیرون نمیره

یعنی میشه یه روزی بازم باهم باشیم؟؟؟؟؟

میشه یه روزی دوباره بشه امید زندگیم؟؟؟؟؟

خداجون کمکم کن


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۸ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

انگار دلم دیگه به این تنهایی ها عادت کرده

نمیدونم چرا همیشه خوشی های دلم زود گذره

نمیدونم چرا همیشه هرچی که دوست دارم زود از دستم میره

این دل اگه از سنگم بود تا الان داغون شده بود

نمیدونم دیگه به چی دل خوش کنم؟؟؟؟

به هرچی دلم خوش میشه زود از دستم میره

انگار شده یه قانون تویه زندگی من

دیگه نمیدونم با این همه درد و غصه چجوری میخوام آینده ای داشته باشم

اصلا میتونم روی پای خودم وایسم و بازم بجنگم؟؟؟

خیلی سخته خیلی

انگار تویه این 28 سال هیچی نشده و هیچ اتفاق خوبی نبوده تویه زندگیم

انگار تازه اول راهم ولی با این تفاوت که خیلی دیر رسیدم اول خط

از الان از صفر شروع کردن خیلی سخته

از صفر شروع کردن دل خوش میخواد  خیال راحت میخواد که من ندارم

میترسم از آینده ای که پیش رومه

نمیدونم دیگه چه چیزی در انتظارمه

سالی که گذشت بدترین دردای زندگیمو تجربه کردم

بدترین روزایه عمرو

امسالم که اومد هنوز همون دردا و مشکلات پارسال هست و ازبین نرفته

نمیدونم امسال از پارسال بهتره یا بدتر

هرچند برای من بد و بدتر مهمه چون دیگه میدونم چیز خوبی تویه زندگیم نیست

همه چیزای خوب اومدنو رفتن

من موندمو خودمو این همه غصه و درد

اگه خدایی هست  ازش میخوام کمکم کنه 

چون دیگه دارم کم میارم واقعا دارم کم میارم

ای کاش نبودم  ای کاش از همون اول نبودم 

بدروود

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٦ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

چه روزگاریه

هیچ کس نمیتونه بگه سال دیگه چی میشه

1 سال از عمرم گذشت

سالی که خنده رویه لبم نیومد

سالی که تمامه غمهای دنیا اومد تویه دلم

بزرگترین غمم از دست دادن عشقم بود

تنها چیزی که روزگارم به امید با اون بودن میگذشت

تغدیر---سرنوشت---قسمت---روزگار

اینا همه و همه دست به دست هم دادن تا من بدترین روزای عمرمو داشته باشم

نمیدونم امسال چی میشه؟؟؟؟

ای کاش دست خودم بود که آیندمو بسازم

هنوزم تویه دلم فقط یه نفر هست و عشقش برام نمرده و نمیمیره

همیشه به این فکر میکنم که ای کاش الان باهم بودیم

ولی انگار این فقط یه خواب و خیاله

خودمم میدونم که دارم با این فکرا خودمو داغون میکنم

ولی نمیشه بهش فکر نکنم

امسالم اومد و نمیدونم این روزگار میخواد چجوری بازیم بده



نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |


Design By : Night Skin