غـــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــده

اتــــاقی بــــرای قلبـــــهای شـــــکســـــته

بعضی وقتها فکر میکنی باید برای رهایی از غمی که تویه دلت هست یکی رو جایگزین کنی

میگردی

یکی پیدا میشه

اولش خیلی بهش وابسته نیستی

کم کم حس قلبیت بهش زیاد میشه

یهو میفهمی چون خیلی وقت بوده دلت غم داشته

دیگه عاشقش شدی 

کم میفهمی خیلی سخته اگه نباشه

بعد تویه همین لحظه که فهمیدی خیلی دوستش داری میبینی رفته با یکی دیگه

داره یه رابطه جدید رو دریت میکنه

دردت میگیره

دلت میخواد از جا بکنه

چون بازم روزهای قبلت داره میاد

تازه جاشو داده بودی به اینی که الان هست

تازه داشتی آروزهات رو عوض میکردی

ولی بازم یکی که اومده بود رفت

بازم تنها داری میشی بدترش اینه که

بهش بگی باشه برو

عیبی نداره که منو گذاشتی کنار

عیبی نداره که رفتی با یکی دیگه

چون تو شرایط مناسبی نداری و اون خیلی موقیعتش خوبه

دوسش داری

دلت میخواد خوشبخت بشه

اینقدر خوشبختیش برات مهمه که یادت میره بهت خیانت کرد

اینقدر خندش برات مهمه که یادت میره عاشقش شدی

چقدر سخته وقتی تویه بغلت میگیریش و با حق حق گریه میگی برو

برو و به زندگیت برس

به منم فکر نکن

بعد میبینی اونم از تو عاشق تر بوده

فقط عشق تورو نفهمیده بوده

اینجاست که هر دوتاتون گریه میکنین

ولی باید جدا بشین

چون عشقتون یه عشق ممنوع بوده

یه عشقی بوده که نمیتونین به همه نشونش بدین

عشقی که نمیتونی عشقت رو ببری و به همه نشون بدی

جلوی همه نازش کنی بغلش کنی ببوسیش

چرا ؟؟؟

چون عشقتون ممنوع بوده

پس بهتره راضی بشی که بره

برات خیلی سخته که از حالا به بعد تویه بغل یکی دیگه باشه

خیلی سخته که تو بازم همدم شب گریه هات بشی

و

اون همدم نفس های یکی دیگه

خیلی سخته که تو تنها باشی تویه یه غربت سرد و یخ کرده

و

 اون با یکی شاد باشه و بخنده

فقط یه چیزی مرحم این دردت میشه

اینکه بدونی واقعا خوشه و خوشحاله

هم درد داره هم خوشحالی

یه دردی که خیلی عمیقه

وقتی میبینی گلت رو یکی دیگه داره بو میکنه

چون باغچه تو براش جایه مناسبی نبوده

مجبور بودی بزاری بره تویه یه باغچه دیگه

ولی مگه میشه یادت بره ؟؟؟؟

مگه میشه بوش یادت بره ؟؟؟

مگه میشه لحظه لحظه های با اون بودن یادت بره ؟؟؟

غم قبلی از دلت بیرون رفته

ولی یه غمی اینبار اومده تویه دلت که خیلی ازون بزرگتره

اینجاست که دیگه میفهمی نباید عاشق شد

اینجاست که میفهمی نباید دل بست

اینجاست که میبینی دیگه تویه دلت هیچ امیدی نیست

هیچ چیزی نیست که بخوای به کسی علاقه پیدا کنی

هیچ حسی برای یه رابطه دوباره نیست

دیگه نمیتونی

دیگه تنها میشی

بازم تنهایی و جدایی

انگار زندگیت اینجوری رقم خورده

همیشه تنهایی

همیشه تنهایی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |

بعضی وقتها آدم احساس میکنه خیلی تنهاست

انگار هیچ کسی نیست

انگار هیچ امیدی نیست

انگار دیگه همه چی تموم شده

انگار دلت میخواد دنیا همین الان تموم بشه

من الان تویه همون لحظه هستم

خیلی تنهام خیلی

دلم پر از خاطرات دردآوره

دلم نه به گذشته خوشه نه به آینده

احساس میکنم هیچ کسی نیست که کنارش آروم باشم

که درد دلم رو بهش بگم

این حس لعنتی داره نابودم میکنه

همه دوست دارن جایه من باشن و من دوست دارم نباشم

چه قانون مسخره ای شده

زندگی کردن معنیش چیه ؟

اینهمه درد

غصه

عذاب

آخرشم مرگ !!!!!!!

ای کاش اصلا به دنیا نمیومدم

خداجون میدونم هوامو داری ولی دلم داغونه

دلمو شاد  کن

شادش کن خداجونم

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط ساده ترین عاشق(snn) نظرات () |


Design By : Night Skin