روزگار غریبست

چه روزگاریه

هیچ کس نمیتونه بگه سال دیگه چی میشه

1 سال از عمرم گذشت

سالی که خنده رویه لبم نیومد

سالی که تمامه غمهای دنیا اومد تویه دلم

بزرگترین غمم از دست دادن عشقم بود

تنها چیزی که روزگارم به امید با اون بودن میگذشت

تغدیر---سرنوشت---قسمت---روزگار

اینا همه و همه دست به دست هم دادن تا من بدترین روزای عمرمو داشته باشم

نمیدونم امسال چی میشه؟؟؟؟

ای کاش دست خودم بود که آیندمو بسازم

هنوزم تویه دلم فقط یه نفر هست و عشقش برام نمرده و نمیمیره

همیشه به این فکر میکنم که ای کاش الان باهم بودیم

ولی انگار این فقط یه خواب و خیاله

خودمم میدونم که دارم با این فکرا خودمو داغون میکنم

ولی نمیشه بهش فکر نکنم

امسالم اومد و نمیدونم این روزگار میخواد چجوری بازیم بده



/ 1 نظر / 17 بازدید
پنجره تنهای من

خیلی دوست دارم بدونم بر تو چه گذشت وست من . قابل دونستی رای آشنایی بیشتر به من ایمیل بزنم ای یار پنجره تنهایی من . شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را