2 سال گذشت

شد 2 سال

2 سال از اون روز لعنتی داره میگذره

روزی که نفهمیدم چی شد که همه چی بعد از اون تموم شد

روزی که همیشه برام علامت سوال درست کرد

روزی که خیلی طول کشید تا دلیل همه ناراحتی هاشو بفهمم

روزی که الان وقتی بهش فکر میکنم دلم آتیش میگیره

روزی که داغون شدم

شکستم

ولی دریغ از یه ذره درک

یه ذره معرفت

با همه اینا دوسش داشتم

الانم دلم برای همون روزا تنگه

ای کاش اونم عاشق من بود

اگه اونم عاشق من بود به خدا الان خوشبخت ترین آدم روی زمین بودم

کنار عشقم

دیگه چی ازین میتونه بالاتر باشه تویه این دنیا

ولی الان دیگه هیچ چیز منو شاد نمیکنه

خنده هام زود گذر شدن

دیگه غم تویه دلم جا خوش کرد

ای کاش با هام صادق بود

ای کاش بهم میگفت داره چه بلایی سرم میاره

ای کاش میگفت عاشق یکی دیگس

ای کاش میفهمید من دارم میمیرم

ای کاش دلمو نمیشکست

فکرشم نمیکردم بعد از 2 سال بازم غمش تویه دلم باشه

این چه غمیه ؟؟؟؟

چرا تموم نمیشه ؟؟؟؟

من که الان زندگیم کاملا عوض شده

جای جدید

آدمای جدید

فرهنگ جدید

ولی غم همون غمه

دلم براش تنگه

با اینکه اون هیچ وقت این حس دلتنگی رو برای من نداشته و نخواهد داشت

ولی من دلم براش تنگه

اشتباه کرد و خودش به اشتباهش اعتراف کرد

ولی خیلی دیر شده بود

وقتی بود که دیگه دلم مرده بود

وقتی بود که دیگه من تموم شده بودم

وقتی بود که دیگه هیچ دلخوشی برای ادامه دادن نداشتم

وقتی بود که فهمیدم این همه سال

این همه شب که با چشم خیس میخوابیدم

اون قلبش برای یکی دیگه میتپیده

خدا جون هستی ؟؟؟؟؟ نیستی   نیستییییییی

اگه بودی اینجوری نمیشد

مگه من چه بدی کرده بودم ؟؟؟

مگه جز این بود که همه عمرم رو سالم زندگی کردم ؟؟؟؟

چرا اینجوری شد ؟؟؟؟

خواستی برام تجربه بشه ؟؟؟؟

چرا الان ؟؟؟؟

الان که دیگه دلی برام نمونده

خدا جون ازت دلخورم خیلی دلخورم

این حقم نبود

/ 0 نظر / 14 بازدید