یه روز خوب میاد

شاید یه روزی دوباره خنده و شادی به زندگیم برگرده

شاید یه روز یه روز خوب بیاد

ولی اینا همش با یه معجزه میسر میشه

دیشب از خدا عاجزانه خواستم بازم روزای خوب به دلم برگردونه

شاید یه نیم نگاهی بهم بکنه

چون دیگه نمیتونم ادامه بدم

شاید باید برای عشقم میجنگیدم نمیذاشتم خراب بشه

دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط

تورو خدا دعام کنین دوباره بتونم باهاش باشم دعام کنین

خدایا کمکم کن

/ 2 نظر / 13 بازدید
شبگرد

رفتن و نبودن کنارش مهم نیست فکر نکن نمی فهمم یا همینجوری حرف میزنم ببین اگه شاده اگه خوشحاله اگه.... خوب چی از این بهتر به شادی اون تو هم شاد باش

تنها

سلام دوست من اول از همه از اینکه وبلاگ منو قابل دونستی و اومدی ازت ممنونم .. سعی کردم اکثر دل نوشته هات رو بخونم حرفهات بی قرارم کرد و منو دلتنگتر .. واقعا چرا؟؟ کاش میشد کاری کرد ... تو منو دعوت کردی به خلوتت و من اشک رو مهمون چشمام کردم با خوندن حرفهات... -------------------------------- کوچه را باد با خود برد به انتهای بن‏بستِ حس اندوهناکی من. "تو" که همیشه می‏گردی در لابلای ورق‏های حواسم، اگر رسیدی به جایی که دیدی دیگر راهی نیست از کوچه بپرس که: "چقدر دلم برای تو تنگ است."