اشتباه

الان که به کارام فکر میکنم

پیش دلم شرمنده میشم

اشکم برام مقدس بود

چشمام پیش هیچ کس خیس نشده بود

غرورم واسه هیچ کس شکسته نشده بود

فکر کردم عشقمه

فکر کردم میفهمه چقدر میخوامش

دست خودم نبود

اشکهام خودشون میومدن روی گونه هام

انگار از کنترل من خارج بود

ولی برای کی ؟؟؟؟؟؟

برای کسی که حتی لحظه ای به این فکر نکرد

که شاید شاید این دلشکسته عاشقم باشه

چون خودش از عشق چیزی نفهمیده بود

چون عاشقم نبود

دلم واسه کسی پر پر  شد که حتی یک لحظه  فقط یک لحظه

به من فکر نکرد

منیکه تویه تنهاییام خون گریه میکردم

اون داشت قهقه میزد و شاد بود

عیبی نداره اینم قسمت من بود

اشتباه کردم و دست خودمم نبود

نمیشه بهش گفت تجربه

چون وقتی عاشق شدم که دیگه فرصتی واسه عشق بعدی نیست

و نمیخوامم باشه

نه اینکه بخوام عشقش تویه دلم تا ابد بمونه

نه

شاید این فکر رو چند ماه پیش داشتم

ولی الان دیگه از عشق سیر شدم

دیگه برام قشنگ نیست

دلم میخواد تنها باشم

تنهای تنها

دلم میخواد آرامش داشته باشم

یه جایی که فقط خودم خودمو بشناسم و بس


/ 0 نظر / 9 بازدید