گذر عمر

چقدر عمرمون زود میگذره

پارسال این موقع ها بود که غرق در خوشی بودم

فکر میکردم که دیگه روزای غم و غصه تموم شده

دیگه دارم به آرزوهام میرسم

ولی با یه چشم بهم زدن همه اون رویاهام آرزوهام بر باد رفت

همشون نقش بر آب شد و از بین رفت

خیلی روزای سختی داشتم

خیلی با خودم فکر کردم که چرا اینجوری شد

ولی فقط خودمو عذاب دادم و یک سال از زندگیمو حروم کردم

دیگه میخوام خودم باشم

میخوام تلاش کنم که بازم همون آدم شاد همیشگی باشم

چرا اینقدر اینجا از غم بنویسم؟؟؟؟

چرا همیشه باید بیام دردامو اینجا بنویسم؟

امسالم مثل برق و باد میگذره و اگه خودم نخوام بازم همین میشه حال و روزم

کم کم داره نیمه اول عمرم تموم میشه

نمیخوام بعدا که به گذشتم نگاه میکنم افسوس بخورم

که چرا از لحظات جوونیم که دیگه تکرار نمیشن استفاده نکردم

پس میخوام دیگه عوض بشم فقط امیدوارم بتونم بازم خودمو پیدا کنم

به امید خدا   بدروود

/ 3 نظر / 19 بازدید
پنجره تنهای من

سلام ساده ترین عاشق از اسم نویسندت خوشم اومد و همجنین از معرفیه خودت مخصوصا توبه دل من یه مداد رنگیه . قلمتم زیباست و از اینکه الان ، اتفاقی باگت رو دیدم خوشحالم و امیدوارم از این به بعد با یاد آوریت مخاطبت باشم چون حس می کنم هم دردیم . البته امیدوارم در این سال جدید درد به دلت راه پبدا نکنه . [گل] [گل]

رضا

سلام دوست عزیز تصمیم خیلی عاقلانه ای گرفتی برات دعا می کنم کاش منم بتونم فراموش کنم

اکرم

بهم زنگ بزن قبل از اينکه بميرم‏↳‏ 09396200231